پیام استاد دکتر علیرضا کوچکی بنیانگذار انجمن علمی کشاورزی بوم شناختی ایران

اگر یک ذره را بر گیری از جای       خلل آید همه عالم سراپای

محیط زیست سرمایه ای است که برای آن هیچ نوع سرمایه قابل جایگزینی متصور نیست و کارکردها و خدمات آن برای بقاء انسان و سایر موجودات زنده ضرورتی انکار ناپذیر است. متأسفانه علم امروز ما را درنگاهمان نسبت به طبیعت دچار مشکل ساخته است و این امر بدین دلیل است که قوانین طبیعت بر مبنای کلی گرایی و جامع گرایی است و متغیرها در آن هیچکدام مستقل از هم نیستند و حال آنکه قوانین علمی متغیرهای پیوسته و وابسته را از هم جدا کرده است. در طبیعت همه چیز در ارتباط با هم است و خلل در هر یک از اجزاء منجر به اختلال در کارکرد سایر اجزاء می شود، در صورتی که علم نیوتنی امروز در قالبی جزئی نگر و خردگرا به مسائل نگاه می کند و نقطه آغاز مغایرتها نیز از همین جا است. از طرفی دیگر گرچه دستاوردهای علم امروز غیرقابل انکار است ولی این دستاورد  هزینه  بسیار گزافی را برای محیط زیست در بر داشته است.  در جریان فرآیند توسعه رایج که بر اقتصاد کلاسیک استوار است، بهره برداری از منابع طبیعی و محیط زیست بدون هیچ محدودیتی توجیه شده است. بعبارتی دیگر در این رهگذر آنان که به کمک قوانین علمی در تسخیر منابع طبیعی و بهره برداری بی حد و حصر آن موفق تر عمل کرده اند توسعه یافته تر نیز قلمداد شده اند. خوشبختانه امروزه چنین نگرشی در حال تغییر است و نوعی توسعه با محوریت محیط زیست در حال شکل گیری است و در این راستا آنهایی که بتوانند بهتر از کارکردها و خدمات زیست محیطی بهره بگیرند و محیط زیستی سالم داشته باشند توسعه یافته تر قلمداد خواهند شد و در آینده کشوری پیشرفته خواهد بود که توسعه در آن هماهنگ با خدمات و کارکردهای زیست محیطی باشد و بدین ترتیب اقتصاد نیز درآینده مبنای زیست محیطی خواهد داشت. لذا در هزاره جدید آنانکه از ابعاد زیست محیطی غنی ترند پیشگامان توسعه و پیشرفت جهانی خواهندبود.بهرحال بنظر می رسد علم آینده به سمتی
جامع نگر و کلی گرا و در قالبی هماهنگ با قوانین طبیعت سوق داده شود و این مهم جز در سایه شناخت هر چه بهتر کنشها، واکنشها و برهمکنشهای طبیعی و در قالب روابط حاکم بر طبیعت میسر نخواهد بود و در نتیجه علوم بوم شناختی در این چارچوب نقش ویژه ای خواهند داشت. این نگرش در همه عرصه های اقتصادی و از جمله تولید غذا برای جمعیت رو به رشد جهان، جمعیتی که برای تفکر سالم نیاز به محیطی سالم و غذای سالم دارد، از اولویت خاصی برخوردار است. بدون تردید با چنین نگاهی تولید غذای کافی به این معنی نخواهد بود که این مهم به هر قیمتی انجام پذیرد بلکه  کفابت غذایی را نیز باید در چارچوبی جامع که در آن عناصری چون غذای سالم و محیط سالم همیشه مد نظر قرار گیرند نگریسته شود. در این راستا تغییر الگوی مصرف به منظور کاهش گازهای گلخانه ای و تغییرات اقلیم جهانی و سازگاری با این نوع تغییرات ضروری می باشد. شاید مثال بارز آن ضرورت کاهش مصرف غذاهای گوشتی باشد زیرا تولید گوشت از طریق پرورش دامهای بزرگ و بخصوص گاو یکی از عوامل مهم افزایش گازهای گلخانه ای و بخصوص متان می باشد. تنوع بخشیدن به محتوای سبد غذایی و اهتراز از ورود به جریان "تک غذایی جهانی" نیز از مقوله هایی است که در فرآیند تولید غذای کافی وسالم و نیز سلامت محیط زیست بسیار موثر است. بدون تردید کفایت و سلامت غذایی را نمی توان با نادیده گرفتن سلامت بوم نظامها به منصه ظهور رساند. این مهم با اتکاء به بکارگیری مبانی بوم شناختی در تولید مواد غذایی میسر خواهد شد و بدون تردید بوم شناختی کشاورزی که شالوده آن به روابط درونی اجزای زنده با محیط زیست خود و نهاده های حاصل از چنین بر همکنشهایی متکی است طلیعه دار این حرکت خواهد بود. ما ایرانیان بعنوان قومی با "تمدن غذایی کهن" و طلایه دار دانش کشاورزی دیرینه با محوریت محیط زیست باید چون گذشته های دور و نزدیک نقش خود را در این مسیر ایفا کرده و در گسترش این علم سهیم شویم.

امید است بتوانیم آنچه بعنوان محیط زیست بصورت ودیعه ای برای آیندگان و نه لزوما میراثی از گذشتگان نزد ما به ارمغان گذاشته شده است به سلامت به نسلهای آتی یعنی نسلهایی که در قیاس با ما با محیط پیرامونی خود و مواهب آن بیگانه تر خواهند بود واگذار نماییم.

/ 0 نظر / 12 بازدید